بعد از مدتها ، فشارهای روزافزون آبجی جان ، دوباره ما را تسلیم نمود و برآن شدیم چند خاطره را تعریف کنیم.
1 . امروز در اورژانس بیمارستان مشغول ویزیت بیماران بودم. یکباره بلندگوی بیمارستان کد 97 را اعلام نمود. سریعا به سالن اورژانس رفتم ببینم چه خبر است ؟ پرسیدم جواب دادند اشتباه شده است . چند دقیقه بعد ، بلندگو کد 99 را اعلام نمود ، این بار در کنار ایستگاه پرستاری اورژانس بودم و بعد از حدود دو دقیقه در کمال تعجب کد 100 اعلام شد که نشانگر وضعیت بحران است . در عرض چند دقیقه ، کلیه همکاران از کلیه بخشها و اطاق عمل و … سراسیمه به اورژانس آمدند و در کمال تعجب مشاهده نمودند ، اورژانس امن و امان است . در میان بهت همه همکاران مانور بحران اجرا شده بود !
2 . در کلینیک خصوصی مان ، کشیک بودم . مریض قبلی که بیرون رفت ، جلوتر از مریض بعدی ، پسری حدودا 10 ساله وارد شد و مثل آدمهای جاافتاده جلو آمد و گفت : سلام آقای دکتر ، نوکرتم آقای دکتر.خوب هستین؟ من که متعجب نگاهش میکردم ، پشت سرش خواهر بیمارش همراه با مادرش وارد شدند. مادرش کلی او را مذمت کرد که این چه برخوردی است ، مودب باش .پسربچه هم با لحن شیرینش ادامه داد من که چیزی نگفتم ، فقط خودمونی خوش و بش کردم.
3 . در اورژانس بیمارستان ، بیماری آمد که بنظر من MI بود. با هزار زحمت به آنکال قلب زنگ زدم و علائم بیمار را توضیح دادم. آنکال محترمه که حدود 4 سال پس از من با سهمیه وارد دانشگاه شده و سپس به لطف همان سهمیه رفته و قلب خوانده است ، بشدت مرا شماتت نمود که تشخیص اشتباه است و شما کجا درس خوانده اید ؟ گفت : چه کسی می گوید MI است ؟ جواب دادم من می گویم .شما بیائید و خلافش را ثابت کنید . فقط هر چه سریعتر بیمار را ویزیت کنید. پس از یکساعت آنکال مربوطه تشریف فرما شدند و پس از کلی معاینه و اینور و اونور کردن مریض ، بیمار را با تشخیصMI در CCU بستری نمود . حال قیافه ایشان در آن موقعیت دیدنی بود . هر چند من برای پیشگیری از برخورد لفظی ، هنگام ویزیت بیمار ، کنار بیمار نبودم و از همکاران احوالاتش را جویا شدم . جالب بود که ایشان قبل از معاینه بیمار از من بخاطر تشخیص اشتباهم!!! پیش رئیس شبکه و رئیس بیمارستان بدگوئی کرده بود!!
4 . در اورژانس بیمارستان کشیک بودم .مردی خانمش را سوار بر ویلچر و با دادوبیداد بسیار داخل اورژانس آورد ، در حالیکه بیمار بسختی و بتعداد زیاد نفس می کشید . قبل از مراجعه به پزشک باتجربه تر دیگری مراجعه نموده بود و ایشان با احتمال پنوموتوراکس خودبخودی و بصورت اورژانس و با درخواست CXR ، ایشان را به بیمارستان اعزام نموده بود. پس از معاینه از بیمار خواستم که تعداد نفسهایش را بصورت کنترلی کاهش دهد و پس از مدتی آرامبخش تجویز نمودم همراه با اکسیژن . پس از حدود یک ربع بیمار با حال عمومی خوب و بدون هیچ ناراحتی با پای خودش بیمارستان را ترک نمود.
