1 . در اورژانس بیمارستان کشیک بودم. ساعت سه و ده دقیقه صبح ، جوانی با درد شدید در قفسه سینه مراجعه نمود. جوان 30ساله pace maker قلبی داشت که از حدود شش سال پیش که میوکاردیت ویرال گرفته با این درد دست به گریبان بوده است. مدارکش را نیز مطالعه نمودم ، دردش تنها با پتدین تسکین می یافت . شدیدا هم بدرگ بود و همکاران پرستار با سختی تمام و در مدت یک و نیم ساعت تزریق را انجام دادند . با بهبود وضع بیمار راضی از بهبودی اش به اتاق استراحت رفتم . صبح موقع تحویل کشیک ، مسئول بخش اورژانس به اتاقم مراجعه نمود ؛ در کمال ناباوری متوجه شدم جوان موردنظر addict می باشد و کار و پیشه اش مراجعه بی وقت شبانه و درخواست تجویز مخدر می باشد. تا بحال در مدت 12 سال طبابتم ، این چنین گول نخورده بودم .
اما از منظر دیگر ، به این می اندیشم که اگر فرد دیگری نیز با همان علائم مراجعه کند ، آیا خواهم توانست ریسک احتمال ایست قلبی را به جان بخرم و با احتمال تمارض از درمان بیمار خودداری نمایم؟
2 . صبح بعد از کشیک شبانه بیمارستان با بیخوابی مطلق ، با توجه به اتمام مدت اعتبار پروانه مطبم ، به نظام پزشکی رفتم و برای واریز وجه فیش ، به بانک مراجعه نمودم . ساعت نه و نیم صبح ، از چند باجه بانک تنها یک باجه کار میکرد و بقیه تعطیل بودند ولی کاپشن های کارمندان بانک روی صندلی ها بود . چند بار از رئیس بانک سوال نمودم که این چه وضعش است؟ ولی ایشان اصلا به روی مبارک خویش نیاورد .پس از انتظاری طولانی در حالیکه داشت نوبت به من میرسید کارمندان محترم ، از میز صبحانه جدا شده و سر میز کار خویش برگشتند . جماعت منتظر نیز هیچکدام حرفی نمی زدند و اعتراضی نمی کردند!!!!!!!! یاد شب گذشته کشیک خودم افتادم . در اورژانس پس از معاینه بیماران حدود 10 دقیقه رفتم شام بخورم. دو سه دقیقه نگذشته بود که داد مردم درآمد. شام را نصفه گذاشته و به اتاق معاینه رفتم ، حتی یک بیمار بدحال وجود نداشت . چند نفر بیمار سرماخوردگی اینهمه اعتراض می کردند .
آیا اینان همان مردمی نبودند که بیش از یک ساعت از وقتشان را بی سر و صدا در بانک تلف میکردند؟ آیا نظام بهداشت و درمان ما ناکارآمد است و یا اینکه در اورژانسهای بیمارستانها ، مردم خیلی متوقع هستند؟
